کوچینگ و مدیریت دو فعالیت متفاوت از هم و در عین حال مکمل هم هستند. یکی از آنها با هدف هدایت تیم و دیگری با هدف آموزش تیم ارائه میشود. برای همین هر یک از آنها در شرایط خاصی کارساز هستند و باید با توجه به شرایط از آنها استفاده شود. در ادامه مطلب در این خصوص بیشتر صحبت کرده و با بهترین و کارسازترین زمان برای استفاده از خدمات کوچینگ و مدیریت آشنا خواهیم شد.
معنا و مفهوم کوچینگ و مدیریت
گاهی اوقات واژههای کوچینگ و مدیریت به جای هم استفاده میشوند. در صورتی که این موارد از نظر معنا و مفهوم با هم تفاوت دارند. یک مدیر معمولا کار و فرآیندها را برای ارائه نتایج مدنظر سازماندهی میکند. یک مربی یا کوچ هم به هدایت تیم و نظارت بر عملکرد آنها میپردازد. مدیریت در حوزه بیان کردن، هدایت کردن، دستور دادن و دستیابی به یک نتیجه مشخص است. اما کوچینگ با مشارکت، تسهیل کردن، تحقیق کردن، پیشرفت بلند مدت و بسیاری از نتایج احتمالی در ارتباط است.
مدیریت چیست و چه زمانی به آن نیاز است؟
مدیران وظیفهگرا هستند و اغلب به هدایت اعضای تیم میپردازند تا مطمئن شوند که پروژه به موقع ارائه میشود. مدیریت (Managing) زمانی مفید است که یک بحران در سازمان رخ داده و یا به دستیابی سریع و کارآمد نتایج خاصی نیاز است. در خصوص چند موقعیت خاص که در آن مدیریت ضروری است، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- بحرانی که به سرعت باید رفع شود
- آنبردینگ و آموزش اعضای جدید تیم
- تقسیم و واگذاری وظایف
- برگزاری جلسات
- نظارت بر پیشرفت تیم
- اتخاذ تصمیمات اجرایی
کوچینگ چیست و چه زمانی به آن نیاز است؟
در جایی که مدیریت به ارائه دستورالعملها، تعیین وظایف و نظارت بر پیشرفت تیم میپردازد، کوچینگ هم به مشارکت و اکتشاف میپردازد. مربی یا کوچ فردی است که اعضای تیم را برای رسیدن به تکامل هدایت کرده و از این طریق رهبران جدیدی را در سازمان ایجاد میکند. با مربیگری یا کوچینگ موثر، بهرهوری، مشارکت و تعهد کارکنان افزایش پیدا میکند. در خصوص زمان مناسب برای کوچینگ هم میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- یکی از اعضای تیم به راهنمایی نیاز دارد
- همکاری برای توسعه استراتژیهای جدید ضروری است
- قرار است اعضای تیم توسعه پیدا کنند و به آنها کمک شود تا از نظر جایگاه ارتقا پیدا کنند
چرا مدیریت و کوچینگ در سازمان ضروری است؟
زمانی که صحبت از تناسب اندام میشود، برخی افراد بر روی تمرینات هوازی همچون دویدن و دوچرخهسواری تمرکز میکنند. برخی دیگر هم تنها به بدنسازی و بلند کردن وزنه فکر میکنند. در صورتی که برای رسیدن به سلامتی و تناسب اندام باید هم ورزشهای هوازی و هم تمرینات مقاومتی را در برنامه ورزشی خود قرار داد.
برای داشتن سالمترین و ایدهآلترین تیم ممکن هم به مدیریت و کوچینگ نیاز است. تیم باید مورد مدیریت و مربیگری قرار بگیرد تا نتیجه مورد نظر حاصل شود. مدیریت میتواند برای یک بازه زمانی کوتاه و کوچینگ برای بازه زمانی طولانی در نظر گرفته شود. برخی مدیران سعی میکنند در کنار مدیریت تیم، مربیگری تیم را نیز بر عهده بگیرند. در صورتی که برای رسیدن به جایگاه کوچ به مهارت زیادی نیاز است و در صورت علاقه باید در دورههای آموزش کوچینگ شرکت کرد.
زمان هدایت کردن و توسعه دادن برای مدیریت و کوچینگ
اطلاع از زمان مناسب برای هدایت کردن، سپردن یا توسعه دادن برای مدیریت ضروری است. برای همین بر اساس پروژه باید مشخص شود که کدام روش (کوچینگ یا مدیریت) کارسازتر است.
- هدایت کردن: زمانی که کارمند صلاحیت کاری کمی با توجه به توانمندیهای مورد نیاز برای اتمام کار دارد، باید هدایت شود. در این شرایط باید مواردی نظیر نحوه انجام کار، زمان انجام کار و غیره برای شخص تعریف شود. به عبارت دیگر زمانی که شخص در شرکت تازه وارد باشد و یا نقش و وظیفه جدیدی را گرفته باشد، به هدایت نیاز دارد.
- تفویض اختیار کردن: زمانی که کارمند صلاحیت لازم جهت انجام کار با کیفیت بالا را داشته باشد، میتوان تفویض اختیار کرد. هنگامی که شخص صلاحیت یا سابقهای داشته و یا در فعالیتهای خود اعتماد به نفس کافی دارد، امکان تفویض اختیار کردن وجود دارد.
- توسعه دادن: زمانی که کارمند صلاحیت و تعهد بالایی برای انجام کارها داشته باشد، میتوان به توسعه فکر کرد.
تفاوت بین مدیریت و کوچینگ
کوچینگ و مدیریت دو مهارت مکمل یکدیگر هستند. هنگامی که یک مدیر تفاوت بین کوچینگ و مدیریت را درک کند، میتواند مهارتهای مدیریت و مربیگری را در صورت نیاز تقویت کند. برخی از تفاوتهای کلیدی بین مدیریت و کوچینگ یا مدیر و مربی به شرح زیر است:
-
هدفگرا در مقابل رشدگرا
مدیریت یک فرآیند هدفگرا است که تضمین میکند نتایج مورد نظر در مهلتهای از پیش تعیین شده حاصل میشود. از سوی دیگر کوچینگ یک فرآیند رشدگرا است و شامل ایجاد احساس ارزشمندی در کارکنان با توانمند ساختن آنها برای یافتن راه حل مناسب است.
-
اقتدار در مقابل خودمختاری
مدیران بر کارکنان خود اقتدار و قدرت دارند و میتوانند به آنها دستوراتی بدهند. اما کوچینگ به خودمختاری متکی است و قدرت جمعی را برای دستیابی به رشد و موفقیتهای بلند مدت افزایش میدهد. مدیر اختیار تام در انجام کارها دارد و کوچ داشتن استقلال و آزادی را برای اعضای تیم فراهم میکند.
-
رابطه یک به چند در مقابل یک به یک
مدیریت شامل رهبرانی است که کل تیم را آموزش میدهند. اما کوچینگ ایجاد رابطه و ارتباط یک به یک را تقویت میکند.
-
اطمینان در مقابل خلاقیت
مدیران برای پشت سر گذاشتن یک چالش و دستیابی به اهداف خود از برنامههای آزمایش شده و روشهای اثبات شده استفاده میکنند. این در حالی است که کوچینگ فضا را برای خلاقیت و نوآوری فراهم میکند. کارمندان میتوانند روشهای خود را برای غلبه بر چالشهای موجود ارائه دهند.
جمع بندی
در این مطلب در خصوص زمان کارساز بودن مدیریت و کوچینگ صحبت کردیم و با تفاوتهای میان آنها آشنا شدیم. کوچینگ و مدیریت دو فعالیت و فرآیند مکمل هم هستند و یافتن تعادل میان آنها مهم است. برای همین در کنار مدیریت باید از خدمات کوچینگ نیز استفاده کرده و به رشد و پیشرفت کارکنان توجه کرد. جهت برخورداری از خدمات کوچینگ کسب و کار میتوانید از تیم حرفهای ایران بیزینس مستر کمک بگیرید.