سازمانهای سالم سازمانهایی هستند که از کارمندان خوشحال و مشتریان راضی و وفادار برخوردار هستند و میتوانند از پس هر بحران و چالشی به خوبی برآیند. طبق تحقیقات صورت گرفته، این سازمانها تحمل مواجهه با رویدادهای غیر قابل پیشبینی را دارند و با هر شرایطی خود را وفق میدهند. برای همین احتمال ترقی و پیشرفت یک سازمان سالم در دراز مدت بیشتر است. حال بهتر است ببینیم سلامت سازمانی چیست ؟ و چگونه میتوان به یک سازمان سالم دست پیدا کرد.
منظور از سلامت سازمانی چیست؟
سلامت سازمانی از شاخصهای مهم و موثر موفقیت سازمان است که توانایی آن را در مواجهه با تغییرات بیان میکند. در دنیای امروز محیط کسب و کار همواره در حال تغییر است. بسیاری از شرکتها در این شرایط به شکل دشواری اداره میشوند. شرکتهایی که نیروهای مستعد کافی ندارند و یا با افت تقاضای مشتری مواجه میشوند، خیلی سریع به چالش کشیده میشوند. حال اینکه چگونه بتوان به این چالشها واکنش خوبی نشان داد، به سلامت سازمانی بستگی دارد. سلامت سازمانی بزرگترین مزیتی است که هر کسب و کاری میتواند از آن بهرهمند شود. بسیاری از مدیران به دلایل مختلفی همچون مشغله کاری به این موضوع بیتوجهی هستند و مشغول شدن به دنیای دادهمحور هوش سازمانی را به سلامت سازمانی ترجیح میدهند. در صورتی که یک سازمان بدون سلامت سازمانی دچار هوش سازمانی ضعیفی هم میشود. پس سلامت سازمانی اهمیت زیادی دارد و باید در اولویتهای هر شرکت و کسب و کاری قرار بگیرد.
ویژگیهای سازمان سالم
یک سازمان زمانی به عنوان سازمان سالم شناخته میشود که با ثبات و کامل باشد. زمانی که مدیریت، فعالیتها، استراتژی و فرهنگ سازمان همگی با هم در تناسب باشند و دارای منطق موجهی باشند، میتوان گفت سازمان سالم است. زمانی که کمترین نرخ ریزش در میان کارکنان خوب وجود داشته باشد و درجات بالایی از اخلاق و بهرهوری میان اعضا دیده شود، یعنی سازمان به سلامت سازمانی دست پیدا کرده است.
اهمیت سلامت سازمانی
- سلامت سازمانی نقش مهمی در حیات کسب و کار دارد و به نوعی تضمینکننده حیات و بقای آن است.
- در سازمانهایی که به سلامت سازمانی اهمیت داده میشود، کیفیت خدمات افزایش مییابد.
- در سازمانهای سلامت بازدهی کارکنان بهبود بخشیده شده و میزان رضایت کارمندان افزایش مییابد.
- سازمانهای سالم میتوانند در برابر تغییرات بازار و چالشهای کسب و کار مقاومت بیشتری کنند و از هر چالشی به خوبی گذر نمایند.
عناصر و مولفههای سلامت سازمانی
برای ارزیابی سلامت سازمانی هیچ معیار و مولفه واحدی وجود ندارد و ماهیت دقیق آنها به نیازهای خاص سازمان بستگی دارد. با این حال برخی از عناصر بر روی سلامت سازمانی و فرهنگ مثبت شرکت تاثیر بیشتری میگذارند که از جمله آنها میتوان به چند مورد زیر اشاره کرد:
- رهبری: مدیران و رهبران میتوانند یک الگو برای کارکنان شرکت باشند. این افراد با به نمایش گذاشتن صداقت و همدلی میتوانند کارکنان را به سمت این ویژگیها سوق دهند. این کار میتواند یک فرهنگ شرکتی منسجم ایجاد کند که هر کارمندی را برای موفقیت ترغیب میکند.
- اهداف: سازمانهایی که به دنبال رسیدن به سلامت سازمانی هستند، باید اهداف خود را به خوبی و به شکل واضح بیان کنند. بدون یک علت وجودی واضح، سازمان برای تعیین ماموریتهای خود با چالش مواجه میشود.
- ارزشها: ارزشهای سازمانی اصول راهبری هستند که هدف و جهت خاصی را برای سازمان تعیین میکنند و همچون یک قطبنما برای سازمان عمل میکنند. با شناسایی ارزشها میتوان نیمی از راهی که برای رسیدن به سلامت سازمانی باید پیموده شود را طی کرد.
- هماهنگی: این مولفه نحوه تعامل کارکنان با هم را بیان میکند. هماهنگی ضعیف معمولا ناشی از توزیع نابرابر کارها، فرآیندهای نامشخص و یا نقشهای نامشخص است. با تعریف واضح مسئولیتهای هر یک از کارمندان تیم میتوان به آنها کمک کرد تا به عنوان یک تیم و گروه در کنار هم به کار بپردازند.
- برنامهریزی: برنامههای بلندمدت باید ماموریت سازمان را به واقعیت تبدیل کنند. تمام برنامهها و کارهایی که در حال انجام هستند باید سازمان را در راستای دستیابی به برنامه بلند مدت حمایت کنند.
- انگیزه: زمانی که کارکنان حس انگیزه را در کار احساس میکنند، با انرژی و اشتیاق بیشتری به کار میپردازند. این انرژی مضاعف بر روی بهبود عملکرد کلی و سلامت سازمانی تاثیر خوبی میگذارد.
نحوه بهبود بخشیدن سلامت سازمانی
برای بهبود بخشیدن سلامت سازمانی باید به چند عامل توجه شود. از جمله:
- تمرکز بر رفاه کارکنان: در سازمانهای سالم به کارکنان اهمیت زیادی داده میشود و رفاه آنها در اولویت قرار داده میشود. زمانی که تیم منابع انسانی برنامههایی را در جهت رفاه کارکنان و سلامت روان آنها به کار میگیرد، عملکرد سازمان بهبود بخشیده شده و به تدریج به سلامت سازمانی دست مییابد.
- اشتراک ساختار سازمانی واضح: ساختار سازمانی مدلی است که مسئولیتها، نقشها و روابط کارکنان را در کسب و کار به طور واضح مشخص میکند. با ساختار سازمانی واضح میتوان درک کارمندان از نقشهای مختلف را بهبود بخشیده و فرآیند کارآمدتری ایجاد کرد.
- ایجاد فرصت برای کسب مهارتهای جدید: سازمانهای سالم فرصتهایی را برای کارکنان فراهم میکنند تا مهارتهای جدیدی بیاموزند و شغل خود را بر اساس نقاط قوت و اهداف منحصربفرد خود رشد دهند.
- مدیریت مبتنی بر نقاط قوت: با مدیریت مبتنی بر نقاط قوت، توانایی هر یک از کارمندان به درستی ارزیابی میشود و وظایف بر اساس همان نقاط قوت تعیین میشود. این کار باعث میشود تا کارمندان احساس کنند سهم خاصی در اهداف شرکت دارند. برای پی بردن به نقاط قوت باید گفتگوهای موثری میان کارمندان و مدیران شکل بگیرد.
جمع بندی
سلامت سازمانی یک مفهوم اساسی است که برای بررسی و بهبود عملکرد کلی سازمان به کار میرود. این مفهوم شامل مجموعهای از عوامل مختلف است که به سازمان کمک میکند تا به طور کارآمد و موثری عمل کند. سلامت سازمانی به طور کلی به عملکرد کلی سازمان، روابط میان کارکنان، روابط با مشتریان، رهبری و فرهنگ سازمانی اشاره دارد. از نظر برخی کارشناسان هم سلامت سازمانی شامل سه بعد اصلی سلامت فیزیکی کارکنان، سلامت روانی کارکنان و سلامت اجتماعی کارکنان میشود. بنابراین اگر قصد دارید به یک سازمان سالم برسید و یا نسبت به سلامت سازمانی مطمئن شوید، به ابعاد و مولفههای آن توجه نمایید و آنها را در اولویت قرار دهید.