در دنیای امروز، منابع انسانی یکی از ارزشمندترین داراییهای سازمانها به شمار میرود. با توجه به تحولات سریع در بازار کار و تغییرات مستمر در نیازها و انتظارات کارکنان، تدوین یک استراتژی منابع انسانی قوی و موثر، به یک ضرورت اجتنابناپذیر تبدیل شده است. در این نوشته، به بررسی ابعاد مختلف تدوین استراتژی منابع انسانی و اهمیت آن در هماهنگسازی اهداف سازمانی میپردازیم.
مفهوم استراتژی منابع انسانی
استراتژی منابع انسانی به عنوان یک الگوی جامع از تصمیمات و سیاستها تعریف میشود که به مدیریت منابع انسانی در سازمانها مربوط میشود. این استراتژی نقش حیاتی و تأثیرگذاری در ساماندهی و مدیریت منابع انسانی ایفا میکند و هدف اصلی آن، ایجاد یک پیوند منطقی و مؤثر بین سیاستها و رویههای منابع انسانی با اهداف استراتژیک کلی سازمان میباشد. به عبارت دیگر، خروجی که از این نوع استراتژی به دست میآید، به عنوان یک راهنما عمل میکند و مشخص میسازد که در هر یک از زیرسیستمهای مختلف منابع انسانی، از جمله جذب نیرو، آموزش کارکنان، ارزیابی عملکرد، مدیریت پرداخت و پاداش، همچنین روابط با کارکنان و ایجاد انگیزه در آنها، چه رویههای خاصی باید اتخاذ شود تا بتوان به بهینهترین شکل ممکن به اهداف سازمان دست یافت. در واقع، تدوین این استراتژی به مدیران کمک میکند تا با در نظر گرفتن نیازها و شرایط خاص سازمان خود، تصمیماتی اتخاذ کنند که نه تنها به بهرهوری منابع انسانی کمک کند، بلکه به تحقق اهداف کلی و بلندمدت سازمان نیز منجر گردد.
ضرورت یکپارچگی استراتژیک
ایجاد یکپارچگی استراتژیک میان استراتژی منابع انسانی و استراتژی کلی سازمان به عنوان یک عنصر کلیدی و اساسی برای کسب موفقیت و پیشرفت در دنیای امروز، امری ضروری و غیرقابل انکار به شمار میرود. این دو استراتژی باید به گونهای طراحی و اجرا شوند که نه تنها با یکدیگر هماهنگ باشند، بلکه همچنین هر یک به عنوان مکمل یکدیگر عمل کنند و به تقویت اهداف یکدیگر بپردازند. بنابراین، هدف اصلی و اساسی از ساخت چنین هماهنگیای، ایجاد یک همگونی و سازگاری کامل میان اهداف مدلهای مدیریت عملکرد منابع انسانی و اهداف کلان و بلندمدت سازمان است. این همراستایی موجب میشود تا تمامی بخشهای سازمان، از جمله منابع انسانی، بتوانند به صورت همدل و هماهنگ در راستای رسیدن به اهداف مشترک فعالیت کنند و در نتیجه به ارتقاء کارایی و بهرهوری سازمان کمک شایانی نمایند.
فرآیند تدوین استراتژی منابع انسانی
تدوین استراتژی منابع انسانی فرآیندی است که نیاز دارد به طور دقیق سیاستها و روشهای منابع انسانی را با اهداف استراتژیک سازمان مرتبط کند. مدیران منابع انسانی باید بتوانند ارتباطی مؤثر میان سرمایه انسانی، اجتماعی و هوشی اعضای سازمان با نیازهای استراتژیک شرکت ایجاد کنند.
در واقع، استراتژی منابع انسانی به عنوان بخشی از کل سازمان، به عنوان نقشه راهی عمل میکند که رهبران سازمانی برای حفظ و تقویت این ارتباط از آن استفاده میکنند. این استراتژی نه تنها بر تصمیمات عملیاتی تأثیر میگذارد، بلکه به عنوان یک عامل کلیدی در ایجاد و حفظ فرهنگ سازمانی مثبت و همچنین در ارتقا رضایت شغلی کارکنان نقش دارد.
تاریخچه و تحول استراتژی منابع انسانی
علیرغم اینکه دانش استراتژی منابع انسانی به تازگی در دنیای مدیریت منابع انسانی شکل گرفته است، اهمیت آن در اواخر دهه ۷۰ میلادی محسوس شد. نخستین مدل تدوین استراتژی منابع انسانی در سال ۱۹۸۴ توسط دانشگاه هاروارد ارائه شد و از آن زمان بسیاری از کشورهای پیشرفته به ویژه در اروپا و آمریکا، برنامهریزیهای استراتژیک منابع انسانی را در دستور کار قرار دادند.
تحقیقات نشان میدهد که بیش از نیمی از سازمانها در این کشورها با به کارگیری نتایج حاصل از تدوین استراتژیهای منابع انسانی، به توانمندیها و قابلیتهای نوینی در مدیریت منابع انسانی دست یافتهاند. این نقاط قوت موجب شده تا سازمانها بتوانند به صورت مؤثرتری به چالشهای موجود در محیط کار پاسخ دهند و از تغییرات سریع محیطی بهرهبرداری کنند.
چالشهای تدوین استراتژی منابع انسانی در ایران
در ایران، با وجود مزایای متعدد تدوین استراتژیهای منابع انسانی، به کارگیری مدلهای نوین در این زمینه تا حدودی با چالشهایی مواجه است. از آن جمله میتوان به نو بودن دانش مرتبط با این حوزه، عدم توسعه گفتمان استراتژیک در سازمانها، کمبود منابع فارسی در این زمینه و عدم توجه به مدلها و الگوهای موفق خارجی اشاره کرد. این چالشها موجب کاهش اثرگذاری و کارایی مدیریت منابع انسانی در بسیاری از سازمانها شده است.
استراتژیهای چهارگانه منابع انسانی
استراتژیهای چهارگانه منابع انسانی شامل موارد زیر هستند:
۱. استراتژی ثانویه
این استراتژی به مشاغل ساده و تکراری اختصاص دارد و برای سازمانهایی که نیاز به نیروی انسانی با مهارتهای خاص ندارند، مناسب است. در این مدل، شرکت میتواند به راحتی کارکنان را در صورت عدم رضایت یا نیاز کمتر، جایگزین کند. وظایف بهطور استاندارد تعریف شده و کنترل دقیقی بر روی رفتار و فرآیندها وجود دارد. بنابراین، این راهکار به ویژه برای شرکتهای تولیدی که بر روی هزینههای پایین و تولید انبوه تمرکز دارند، موثر است.
۲. استراتژی پدرانه
این الگو نیز برای مشاغل ساده و تکراری مناسب است، با این تفاوت که در آن، مدیریت تمایل به ارتقای کارکنان موجود دارد و سعی میکند آنها را به فرهنگ سازمانی نزدیک کند. استفاده محدود از نیروی کار خارجی در این استراتژی، مدیریت را قادر میسازد که بالاترین کیفیت را در فرایند تولید حفظ کند. به همین دلیل، توسعه مهارتها و شایستگیها بر اساس نیازهای داخلی سازمان انجام میشود.
۳. استراتژی پیمانکارانه
این استراتژی به مشاغل پیچیده و تخصصی که جذب نیروی کار دائمی برای آنها مقرون به صرفه نیست، اختصاص دارد. شرکتها معمولاً به استخدام موقتی کارشناسان نیاز دارند و از افراد با تجربه و دانش بالا برای مشاوره یا انجام پروژههای مشخص استفاده میکنند. در این روش، تمرکز بر استخدام از بازار کار خارجی است تا هزینهها کاهش یابد، و پرداخت حقوق بر اساس عملکرد افراد صورت میگیرد.
۴. استراتژی متعهدانه
این استراتژی مناسب مشاغل پیچیده و تخصصی است که نیاز به جذب دائمی کارشناسان دارند. در این مدل، تأکید بر توسعه و آموزش کارکنان بهطور مستمر وجود دارد تا توانمندیها و تعهد آنها به سازمان تقویت شود. این رویکرد، به ویژه در سازمانهایی که فرآیندها و خروجیهای پیچیدهای دارند، بهکار میرود و نیازمند ایجاد منافع مشترک بین مدیریت و کارکنان است تا کارکنان به هدفهای کلان سازمان متعهد بمانند.
جمعبندی
دولتها، سازمانها و شرکتها باید به اهمیت تدوین استراتژی منابع انسانی و یکپارچگی آن با اهداف کلی سازمان توجه کافی داشته باشند. با ایجاد و تقویت یک استراتژی منابع انسانی متناسب با نیازها و خواستههای روز، میتوانند به موفقیتهای بیشتری در مسیر هدفگذاری و ارتقای سطح کارایی دست یابند. بدون تردید، افرادی که در مرکز سازمان قرار گرفتهاند—یعنی کارکنان—باید در کانون توجه باشند و استراتژیهای منابع انسانی باید به گونهای تدوین شود که توانمندیها و استعدادهای آنها را شناسایی و به کار گیرد. با ایجاد یک استراتژی منابع انسانی قوی، سازمانها میتوانند به محیطی پویا و کارآمد دست یابند که نه تنها بازدهی بیشتری را به ارمغان میآورد، بلکه موجب افزایش رضایت شغلی و بهبود رفتارهای سازمانی کارکنان نیز میشود. در نتیجه، تدوین و اجرای استراتژی منابع انسانی باید به عنوان یک اولویت اساسی مورد توجه قرار گیرد.