برخی مدیران به جای استخدام کوچ، به سراغ کسب مهارتهای کوچینگ رفته و نقش کوچ در سازمان را بر عهده میگیرد. مدیرانی که نقش کوچ در سازمان را بر عهده دارند، با چالشها و موانعی مواجه میشوند. برای همین باید از چندین استراتژی برای مواجهه با این چالشها استفاده نمایند. در این مطلب قصد داریم در خصوص چالشهای یک مدیر در نقش کوچ صحبت کنیم و با نحوه مواجه با چالشها آشنا شویم.
مدل مدیریتی با رویکرد کوچینگ
در مدل مدیریتی با رویکرد کوچینگ، تمرکز بر ایجاد سطوح بالای عملکرد است. هدف مدیران از دنبال کردن این رویکرد، شناسایی نقاط قوت و ضعف کارکنانشان است. در این رویکرد اعضای تیم به تقویت مهارتها و توانمندیهای خود ترغیب میشوند و بهتر میتوانند در اهداف بلند مدت سازمان نقش داشته باشند. در اینجا مدیر به طور منظم با اعضای تیم به بررسی موانع پرداخته و برای پیدا کردن بهترین راه حل با هم همکاری میکنند.
یک مدیر در نقش کوچ با چه چالشهایی مواجه میشود؟
-
کمبود زمان
یکی از مهمترین چالشهایی که مدیران در نقش کوچ با آن مواجه میشوند، کمبود زمان است. طبیعی است زمانی که مدیر سازمان نقش کوچ را برعهده میگیرد، با کمبود زمان مواجه میشود. برای همین بسیاری از مدیران از کارکنان خود کمک گرفته و برخی از امور را به آنها واگذار میکنند. برای مقابله با چالش کمبود زمان باید برنامهریزی صحیحی داشته و در خصوص جلسات کوچینگ و نحوه مدیریت تیم به خوبی برنامهریزی کرد.
مدیران باید اولویتهای خود را بررسی کرده و در کنار آنها فوایدی که کوچینگ میتواند برای شرکت داشته باشد را در نظر بگیرند. در صورتی که بر روی زمان و انرژی سرمایهگذاری شود، نتیجه خوبی از آن کسب میشود.
-
فقدان آموزش رسمی
دومین چالش یک مدیر در نقش کوچ، فقدان آموزش رسمی است. برخی مدیران تصور دارند که بر اساس تجربیات خود میتوانند تیم را کوچ و رهبری کنند. این در حالی است که کوچینگ کسب و کار یک موضوع کاملا تخصصی و متفاوت است و نیاز به آموزش و کسب مهارتهای لازم دارد. برای همین جهت مقابله با این چالش باید به سراغ آموزش کوچینگ کسب و کار رفته و مربیگری را تمرین کرد. یادتان باشد که مسیر یادگیری برای مدیرانی که در نقش کوچ قرار میگیرند، نقطه پایانی ندارد.
-
عدم ارتباطگیری موثر
یکی دیگر از چالشهای مدیران در نقش کوچ، عدم ارتباطگیری صحیح و موثر است. رهبران باید نقشهای زیادی از جمله مدیریت، استراتژیست و حلال مسائل را ایفا کنند. زمانی که مدیر با کارمندان خود در تعامل است، باید به وضوح نشان دهد که علاقمند به پیشرفت آنها بوده و بر روی آنها سرمایهگذاری کرده است. این نحوه از ارتباطگیری باعث ایجاد اعتماد میشود و ارزش کوچینگ را به خوبی نشان میدهد. برای ارتباطگیری موثر با کارمندان باید منضبط بوده و در زمان صحبت با کارکنان تمام تمرکز خود را بر روی آنها معطوف کرد. به عبارتی باید در زمان حال حاضر بوده و هر چیزی که سبب عدم تمرکز ذهن میشود را مدیریت کرد.
-
گوش ندادن به کارمندان
دقت در شنیدن صدای کارمندان یکی دیگر از چالشهای مدیران در نقش کوچینگ است. گوش دادن سبب ایجاد اعتماد شده و میتواند رابطه بین مدیر و اعضای تیم را تقویت کند. با گوش دادن ایدههای افراد به خوبی شنیده میشود و به شکل عمیقی به آنها ارزش داده میشود. برای همین مدیران باید نحوه خوب گوش دادن را یاد بگیرند.
-
کوچپذیر نبودن کارمندان
برخی کارمندان سازمان ممکن است از کوچینگ استقبال خوبی نکنند. در چنین مواقعی از پس این کار برآمدن و راضی کردن آنها کمی سخت است. البته کارکنان باید متوجه شوند که این یک فرصت عالی بوده و میتواند تاثیرات فوقالعادهای بر روی شغل آنها داشته باشد. حال برای کوچپذیر کردن کارمندان باید تمام تلاش خود را به کار گرفته و رویکرد مثبت خود را حفظ کرد. در صورتی که پیش از شروع هر جلسه کوچینگ با رویکرد شکستخورده وارد شوید، موفق نخواهید شد. همچنین باید قضاوت را کنار بگذارید و اجازه ندهید تا بازخوردهای غیر مستقیم در ماموریتهای شما خللی ایجاد کند.
جمع بندی
در این مطلب در خصوص چالشهای یک مدیر در نقش کوچ صحبت کردیم. مدیرانی که رهبری و کوچ مجموعه را برعهده میگیرند، اغلب با چالشهایی نظیر کمبود وقت، عدم ارتباطگیری موثر، آموزشهای ناکافی و سرسختی کارمندان نسبت به کوچینگ مواجه میشوند. برای همین مدیران باید مهارتهای کوچینگ را در خود تقویت کرده و به آموزشهای لازم در این خصوص بپردازند. جهت آموزش کوچینگ کسب و کار و یا برخورداری از خدمات بیزینس کوچینگ میتوانید از طریق شرکت ایران بیزینس مستر اقدام نمایید.