بهرهوری نیروی انسانی یکی از اساسیترین عوامل موفقیت هر سازمانی به شمار میآید. همانطور که پیشرفت فرزندان در یک خانواده نیازمند توجه و دقت است، افزایش بهرهوری نیروی انسانی نیز نیازمند بررسی دقیق و تمرکز بر روی نقاط ضعف و قوت افراد است. هر سازمانی مانند یک خانواده، آرزوی داشتن نیروی کارآمد و موفق را دارد. در این مقاله، به بررسی راههای موثر در افزایش بهرهوری نیروی انسانی میپردازیم و بهترین راه کنترل بهره وری نیروی انسانی را برای شما بیان میکنیم.
بررسی ۹ راه کنترل بهره وری نیروی انسانی
در ادامه با ما همراه باشید تا به بررسی ۹ راه کنترل بهره وری نیروی انسانی بپردازیم:
۱. شناسایی نیازمندیها و نقاط ضعف
قبل از هر چیز، برای افزایش بهرهوری نیروی انسانی لازم است تا نقاط ضعف و نیازهای سازمان شناسایی شود. برای مثال، در هنگام مدیریت یک تیم ورزشی مانند فوتبال، سرمربی باید نقاط قوت و ضعف تیم را تجزیه و تحلیل کند. آیا در خط دفاع نیاز به بهبود وجود دارد؟ آیا بازیکنان قدیمی دیگر عملکرد مطلوبی ندارند؟ در این راستا، شناسایی افراد توانمند و راغب اهمیت زیادی دارد. شاید بارها شاهد این بودهاید که فردی معمولی به دلیل شرایط خاصی به جای یک مقام بالاتر عمل کرده و همه را شگفتزده کرده است. این واقعیت نشاندهنده اهمیت شناسایی توانمندی افراد در سازمان است.
۲. استخدام نیروهای مولد
در کتاب «پرورش کارکنان» نوشتهی جان ماکسول، نکتهای بسیار مهم بیان شده است که باید در هر سازمانی مدنظر قرار گیرد: «گرانترین کارکنان شما، آنهایی نیستند که حقوق بالایی دریافت میکنند، بلکه آنهایی هستند که غیرمولدند.» این جمله بهوضوح نشان میدهد که کیفیت استخدام نیروی انسانی در پیشرفت و بهرهوری سازمان بسیار تأثیرگذار است.
بسیاری از کسبوکارها در انتخاب افراد مناسب برای استخدام دقت کافی ندارند و دارای یک سری مشکلات در استخدام نیروی انسانی هستند. اگر به مثال مربی فوتبال برگردیم، هزینه جذب یک بسکتبالیست برای یک تیم فوتبال بسیار نامعقول است، اما در برخی از شرکتها، چنین کارهایی بهراحتی انجام میشود. برای استخدام مناسب باید به نکاتی مانند گذشته شغلی فرد، شخصیت فرد، و تواناییهای او توجه کرد.
۳. تطابق شخصیت فرد با شغل
سازگاری و تطابق شخصیت فرد با موقعیت شغلی یکی از عوامل کلیدی در بهرهوری نیروی انسانی است. برای مثال، افراد برونگرا معمولاً در فروش موفقتر از افراد درونگرا هستند، در حالی که در حوزه حسابداری، افراد درونگرا میتوانند عملکرد بهتری داشته باشند. تجربه نشان داده است که هزینه آموزش افراد نامناسب در موقعیتهای نادرست بسیار بالاست و میتواند به نتیجه معکوس منجر شود. تنوع در نیروی انسانی میتواند به بهرهوری سازمان کمک کند، اما این تنوع باید بر اساس تواناییها و شخصیتهای مختلف باشد. اگر فرد مناسب در سمت نامناسبی قرار گیرد، این میتواند به گیجی و ناامیدی منجر شود و در نهایت تأثیر منفی بر کل سازمان داشته باشد.
۴. پرورش نیروهای انسانی
پرورش نیروهای انسانی مانند استخراج طلا از معدن بسیار حیاتی است. برای اینکه از پتانسیلهای هر فرد بهترین استفاده را ببریم، باید آنها را به شکل صحیحی آموزش دهیم و رشد دهیم. سرمایهگذاری بر روی آموزش و توسعه افراد به معنی سرمایهگذاری بر روی آینده سازمان است.
۵. الگو بودن مدیران
مدیران باید بدانند که به عنوان الگو، رفتارشان تأثیر زیادی بر روی کارکنان دارد. اگر مدیران توقع دارند که کارکنان منظمتر و مکتوبتر کار کنند، خودشان نیز باید این رفتارها را بهنمایش بگذارند. به عنوان مثال، اگر من خواستار آن هستم که کارکنانم یادداشتبرداری کنند و اطلاعات را مکتوب نگه دارند، لازم است خودم نیز از این روش استفاده کنم. از آنجا که یادگیری به شکل تجربی و عملی بهترین شیوه است، ما باید همیشه در حال آموزش و بهروز رسانی مهارتهای خود باشیم. آموزش نیروی انسانی نباید تنها به حوزههای تخصصی محدود شود. بلکه لازم است به ارتقای فردی و مهارتهای نرم نیز توجه ویژهای داشته باشیم.
– یادگیری فعال برای آموزش:
ادراک میزان یادگیری موضوعی است که باید در فرآیند آموزش مد نظر قرار گیرد. بر اساس تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده، درصد یادگیری افراد به شرح زیر است:
– شنیدن: ۱۰ درصد
– دیدن: ۵۰ درصد
– انجام دادن: ۷۰ درصد
– تلفیق همه موارد: ۹۰ درصد
این آمار به ما نشان میدهد که آموزشهای تجربی و عملی میتوانند تاثیر بیشتری بر یادگیری کارکنان داشته باشند.
۶. تحریک انگیزهها
پرداخت حقوق به خودی خود کافی نیست تا انگیزه کارکنان را افزایش دهد. برای دستیابی به بهرهوری بیشتر، مدیران باید اقداماتی مانند تشویق مالی یا گفتاری، ارتقا شغلی برای بهترین کارکنان، ایجاد امید به آینده روشن و طراحی چالشهای جذاب را در نظر بگیرند. در این راستا، اهمیت ارتباطات منظم و فعال بین مدیریت و کارمندان نباید نادیده گرفته شود. گردهماییهای تفریحی و جلسات هماهنگی میتواند به ارتقای روحیه و ایجاد فضای مثبت در محیط کار کمک کند.
۷. اختیار و مسئولیت
اگر ما از یک فرد خواستهایم که وظیفهای را انجام دهد، باید اختیار و امکانات لازم را نیز در اختیار او قرار دهیم. بسیاری از مدیران به دلیل ترس از عدم انجام صحیح کار، اختیارات را محدود میکنند. مادامی که افراد حس کنند که در کار خود مستقل هستند و امکان تصمیمگیری دارند، انگیزه و بهرهوری آنها به طرز چشمگیری افزایش خواهد یافت.
۸. تمایز بین علاقه و تعهد
مدیران باید یاد بگیرند که علاقه و تعهد دو مفهوم متفاوت هستند. در حالی که علاقهمندی ممکن است منجر به انجام کار در زمانهای دلخواه باشد، تعهد، فرد را متعهد به انجام وظایفش در زمان مناسب و کیفیت مطلوب میکند. تعیین وظایف مشخص و رسمیسازی فرآیندها میتواند تأثیر بهسزایی بر افزایش بهرهوری کارکنان داشته باشد.
۹. ایجاد امنیت شغلی
یک دغدغه مهم برای کارکنان، نداشتن امنیت شغلی است. این مسأله میتواند به دلایل مختلفی نظیر تصمیمات ناگهانی، پرداخت نشدن حقوق و اخراجهای بیموقع به وجود آید. البته اخراج ناگهانی در مواردی که فرد خطای واضحی مرتکب شده باشد، ضروری است، اما اخراجهای ناگهانی دیگری که به دلیل کمبود مدیریت در شرایط بحرانی رخ میدهد، میتواند به آسیب و اضطراب در بین سایر کارکنان منجر شود. مدیران بایستی به این امر توجه کنند که ایجاد فضای کاری پایدار و امن میتواند به افزایش بهرهوری نیروی انسانی کمک شایانی نماید.
جمع بندی
ما در این مقاله در بیزینس مستر به معرفی بهترین راه کنترل بهره وری نیروی انسانی پرداختهایم. همانطور که گفته شد بهرهوری نیروی انسانی نه فقط به استخدام افراد مناسب بستگی دارد، بلکه باید در راستای شناسایی نیازها، نقاط ضعف، و تواناییهای افراد حرکت کنیم. با تمرکز بر روی افراد مولد و تطابق شخصیت آنها با شغلهای مناسب، و همچنین سرمایهگذاری در پروسه پرورش کارکنان، میتوان به نتایج بسیار مطلوبی دست یافت. بهرهوری کل سازمان با کارکنان مناسب در جایگاههای مناسب به شکل چشمگیری افزایش خواهد یافت و این خود به موفقیت نهایی سازمان منجر میشود.