در عصر حاضر جذب و نگهداشت کارکنان به یکی از چالشهای اصلی سازمانها تبدیل شده است. اهمیت این موضوع به ویژه در شرایط اقتصادی متغیر و رقابتی، بیشتر نمایان میشود. با توجه به تجربیات موفق شرکتهای نوآور و پژوهشهای انجام شده در این حوزه، میتوان بر اهمیت مشاوره منابع انسانی برای بهبود فرآیندهای جذب و نگهداشت کارکنان تأکید کرد. در سازمان های مهم جذب و نگهداشت نیروی کار به یکی از چالشهای اصلی تبدیل شده است. این چالشها با گذشت زمان تشدید شده و نیاز به تعادل بین کار و زندگی را در میان کارکنان پررنگتر کرده است. ما در ادامه به استراتژیهای جذب و نگهداشت نیروی کار با کمک مشاوره منابع انسانی خواهیم پرداخت.
اطمینان از برند کارفرما و شفافیت در استخدام
اولین مورد از استراتژیهای جذب و نگهداشت نیروی کار، مربوط فرایند جذب و استخدام است. داشتن یک برند کارفرمایی قوی که نشاندهنده ارزشها و فرهنگ سازمان باشد، میتواند به جذب کاندیداهای مناسب کمک کند. این برند باید بازتابدهنده واقعیات درونی سازمان باشد تا از ایجاد انتظارات نادرست جلوگیری شود. اهمیت شفافیت در فرهنگ کاری و نقشهای مشخص در زمان استخدام نیز نمیتواند نادیده گرفته شود. این موضوع میتواند به کاهش اختلافات و نارضایتیهای احتمالی در آینده کمک کند.
فرآیند آنبوردینگ ساختارمند
دومین استراتژی جذب و نگهداشت نیروی کار فرآیند آنبوردینگ ساختارمند است. تحقیقات درون سازمانی و شرکتی حاکی از آن هستند که فرآیند آنبوردینگ مناسب نگهداشت کارکنان را تا ۸۲ درصد افزایش میدهد. این فرآیند باید از زمان امضای نامه پیشنهاد شغلی تا زمانی که کارمند بتواند به طور مستقل وظایف خود را انجام دهد، ادامه یابد. برنامهریزی برای روز اول کارمند، هفته اول و همچنین ۹۰ روز ابتدایی، از جمله مراحل کلیدی هستند که باید در نظر گرفته شوند. وجود یک سیستم آنبوردینگ ساختارمند میتواند به بهبود تجربه کارمند و کاهش نرخ ریزش نیروی کار جدید کمک کند.
انعطافپذیری در الگوهای کاری
نظرسنجیهای اخیر نشان میدهند که درصد قابل توجهی از کارکنان به دنبال گزینههای کاری انعطافپذیر مانند دورکاری و کار ترکیبی هستند. این مدلها میتوانند به افزایش رضایت کارکنان بدون آسیب رساندن به عملکرد سازمان کمک کنند. در واقع، سازمانهایی که این گزینهها را در برنامههای خود گنجاندهاند، قادر به نگهداشت نیروی کار خود به مراتب موفقتر بودهاند.
ارزش پیشنهادی کارفرما (EVP)
ارزش پیشنهادی کارفرما یا EVP، ابزاری کلیدی در جذب و نگهداشت کارکنان است. EVP شامل عناصر مختلفی نظیر مزایا، فرصتهای رشد، تعادل بین کار و زندگی و فرهنگ سازمانی است. ایجاد یک پیشنهاد جذاب و منحصر به فرد برای کارکنان، میتواند سازمان را از رقبای خود متمایز کند. بازتعریف EVP به صورت مداوم و منطبق بر نیازهای کارکنان به حفظ و نگهداشت آنها کمک شایانی خواهد کرد.
سرمایهگذاری در توسعه حرفهای
بسیاری از افراد دلیل اصلی استعفای خود را فقدان فرصتهای توسعه و پیشرفت در سازمان میدانند. پژوهشها نشان میدهند که ۹۴ درصد از کارکنان مایلند در سازمانهایی که در زمینه آموزش و توسعه آنها سرمایهگذاری میکنند، باقی بمانند. لذا، سرمایهگذاری در آموزش و فراهم کردن فرصتهای رشد میتواند به معنابخشی به کارکنان و ایجاد حس تعلق بیشتر کمک کند. به عنوان مثال، برنامههای آموزشی مانند “پاسپورت موفقیت” که توسط هتلهای زنجیرهای هیلتون ارائه شد، منجر به افزایش نگهداشت و ارتقای کارکنان گردید.
تعادل بین کار و زندگی
تعادل بین کار و زندگی یکی از استراتژیهای مهم جذب و نگهداشت نیروی کار است. موضوع تعادل بین کار و زندگی همیشه به یکی از موضوعات اصلی در حوزه منابع انسانی تبدیل شده است. در این دوران، بسیاری از کارکنان به دنبال کار در سازمانهایی هستند که رفاه آنها را در اولویت قرار دهند. به همین منظور، مدیران باید به دقت حجم کاری تیم خود را بررسی کرده و از ایجاد فشارهای غیر ضروری جلوگیری کنند. حذف جلسات غیرضروری و تسهیل در فرآیندهای کاری میتواند به کارکنان کمک کند تا تمرکز بیشتری بر روی وظایف اصلی خود داشته باشند. همچنین مهم است که سازمانها به سلامت روانی، اجتماعی و مالی کارکنان اهمیت دهند. شرکت SAS نشان داده که سرمایهگذاری در سلامت و رفاه کارکنان باعث کاهش نرخ ریزش به ۴ درصد شده است.
جبران خدمات و ارائه مزایا
جبران خدمات و ارائه مزایا به کارمندان جزء ضروری استراتژی نگهداشت نیروی کار است. در صورتیکه کارکنان احساس کنند که برای کارشان بهطور منصفانه پاداش دریافت نمیکنند، بهاحتمال زیاد به دنبال فرصتهای جدید خواهند بود. به همین سبب، سازمانها باید سیستمهای شفاف جبران خدمات را راهاندازی کنند و بهصورت دورهای استانداردهای صنعت را مورد ارزیابی قرار دهند. پژوهشها نشان دادهاند که ۶۰ درصد از کارکنان بستههای مزایا را در هنگام بررسی شغل در نظر میگیرند. مزایایی نظیر حق بیمه کمتر، ساعات کاری انعطافپذیر و مرخصی بیشتر میتواند عامل مؤثری در تصمیمگیری کارکنان برای ماندن در سازمان باشد.
مدیریت عملکرد
مدیریت عملکرد، اگر به درستی انجام شود، میتواند به کارکنان کمک کند تا انتظارات را بهخوبی درک کرده و برای پیشرفت در حرفه خود تلاش کنند. یک سیستم مدیریت عملکرد مؤثر، فرصتهای یادگیری و توسعه را برای کارکنان فراهم میآورد و به آنها کمک میکند تا درک بهتری از نقشی که در دستیابی به اهداف سازمان ایفا میکنند، پیدا کنند. این احساس ارزشمندی بهنوبه خود باعث افزایش تعامل و تمایل کارکنان به دریافت بازخورد سازنده میشود.
قدردانی از کارکنان
آمارها نشان داده است که کارکنانی که احساس قدردانی در محیط کار داشته باشند، نسبت به جستجوی شغل جدید ۵۶ درصد کمتر تمایل دارند. با این حال، تنها ۱۸ درصد از کارکنان معتقدند سازمانشان فرهنگ مناسبی در زمینه قدردانی دارد. بنابراین، سازمانها باید زمان و توجه کافی به ایجاد فرهنگی از قدردانی اختصاص دهند و مدیران را ترغیب کنند که از تلاشهای مکرر اعضای تیم خود قدردانی کنند.
شفافیت و ارتباطات
در نهایت، شفافیت در سازمان و ارتقاء ارتباطات موثر نیز نقشی کلیدی در جذب و نگهداشت نیروی کار دارد. کارکنانی که از اطلاعات و فرآیندها آگاه هستند، بیشتر احساس تعلق به سازمان میکنند و درنتیجه، احتمال ماندن آنها در شرکت نیز افزایش مییابد.
جمع بندی
در مجموع، توجه به نیازها و خواستههای کارکنان، ایجاد فرهنگ قدردانی و شفافیت در پاداشها و رفتارهای مدیریتی و… از جمله استراتژیهای کلیدی برای جذب و نگهداشت نیروی کاری موثر در سازمانها هستند. از این رو، مشاورههای منابع انسانی بهعنوان ابزاری مؤثر در این راستا میتواند نقش بسزایی داشته باشد. برای دریافت مشاورههای بیشتر در مورد استراتژیهای جذب و نگهداشت نیروی کار با کمک مشاوره منابع انسانی با مشاورین ما در بیزینس مستر در تماس باشید.