هدف از کسبوکار و نقش آن در جامعه چیست؟ با در نظر گرفتن این نکته که رهبران شرکتها معمولاً با احتیاط از کنار مسائل سیاسی و اجتماعی تفرقهانگیز عبور میکنند وگاهی هم مجبور به مذاکره با افراد کج خلق میشوند، اهمیت این سؤال بیش از پیش برجسته میشود.
نتایج نظرسنجی جدید دانشگاه بنتلی ومؤسسه گالوپ از 5458 آمریکایی نشان میدهد که پاسخهای کارمندان شما (نگرشها و انتظارات آنها) ممکن است بسته به گروه نسلی آنها بسیار متفاوت باشد. امروزه با توجه به حضور همزمان و بیسابقۀ پنج نسل مختلف در محل کار، عاقلانه خواهد بود که مدیران این سه تفاوت مهم را درک کنند:
1. اکثر کارکنان خواهان تغییر جهان هستند؛ به ویژه آنها که به نسل زِد تعلق دارند.
به طور کلی، %55 پاسخدهندگان این نظرسنجی گفتند حاضرند شغل فعلی خود را ترک کنند و به شغلی که تأثیر مثبت بیشتری بر جهان میگذارد بپردازند. این افراد ایده آلگرا، گروه غالب را به ویژه در نسل در حال رشد کارکنان تشکیل میدهند: 71 درصد از کارکنان زیر 30 سال دارای این موضع هستند. 40٪ پاسخ دهندگان این نظرسنجی نیز گفتند حتی حاضرند برای انجام کارهای با معنیتر کاهش 10٪ حقوق را هم بپذیرند.
2. افراد جوانتر خواهان این هستند که رهبرانِ کسبوکار عقاید خود را به طور آشکار ابراز کنند.
در حالی که اقلیت قابل توجهی (41٪) از آمریکاییها بر این باورند که کسبوکارها باید نسبت به رویدادهای جاری جامعه مواضعی علنی اتخاذ کنند، شکاف رو به رشدی بین گروه های سنی وجود دارد. 53 درصد از آمریکاییهای بین 18 تا 29 سال طرفدار صراحت بیان شرکتها هستند. اما این حمایت در سنین 45 سال به بالا تا 35 درصد کاهش مییابد. در آن گروه جوانتر، پاسخدهندگان بیشترین حمایت را از کسبوکارهایی داشتند که در مورد تغییرات آبوهوایی (68%)، سلامت روان (64%)، آزادی بیان (57%) و برابری نژادی (56%) مواضع روشنی داشته باشد.
3. همه خواهان هفتههای کاری چهار روزه هستند.
در این نظرسنجی از افراد پرسیده شد برای افزایش رفاه کارکنان، کارفرمایان چه اقداماتی را میتوانند انجام دهند؟ پرتکرارترین پاسخ، ارائۀ یک هفته کاری چهار روزه و 40 ساعته بود؛ به جای یک هفته کاری پنج روزه و 40 ساعته. به طور کلی %77 از پاسخ دهندگان، این اقدام را عامل مهمی در جهت افزایش کیفیت زندگی خود میدانستند. اما علاقهمندی کارکنان جوان 18 تا 29 ساله به هفتههای کاری کوتاهتر میزان قابل توجه %82 را به خود اختصاص داد.
این یافتهها به گروهی متشکل از 25 مدیرعامل ارائه شد. هیچ یک از آنها چهار روز کاری در هفته را قابل اجرا نمیدانستند. با این حال، برخی از شرکتها که به طور آزمایشی سیستم کاری چهار روزه و 32 ساعته را اجرا کردند، به نتایج خوبی در زمینۀ سلامت، رفاه و بهرهوری دست یافتند و آن را دائمی کردند. ممکن است نگاه مدیران مسنتر به مقولۀ سلامت کارکنان با نگاه کارمندان جوان متفاوت باشد. رهبرانی که نحوۀ مدیریت خود را به شکل موفقیتآمیزی به سلامت و رفاه کارکنان گره میزنند، احتمالاً در فرایند استخدام دارای مزیت هستند.